نوشته شده توسط : lilii
کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمندِ مغروری به او رسید وبا تکبر گفت:
.
.
.
بکار
.
.
.
بکار که از تو کاشتن است وازما خوردن!
.
.
.
کشاورز نگاهی به او انداخت و گفت: دارم یونجه میکارم!!!




:: بازدید از این مطلب : 149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 06 مرداد 1394 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
x
با سلام آدرس چت روم عوض شده است برای ورود اینجا کلیک کنید

اول چت

با تشکر مدیریت اول چت