نوشته شده توسط : lilii

http://upload.ghashang.com/images/i441srj9h5oqqwfb935k.png



:: بازدید از این مطلب : 181
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii
 

text (11)

 

text (12)

 

text (13)

 

text (14)

 

text (15)

 

text (16)

 

text (17)

 

text (18)

 

text (19)

 

text (20)

 

text (21)

 

text (22)

 

text (23)

 

 

 

text (25)

 

text (26)

 

text (27)

 

text (28)



:: بازدید از این مطلب : 179
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii



:: بازدید از این مطلب : 168
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii



:: بازدید از این مطلب : 154
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii



:: بازدید از این مطلب : 205
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii

گاهی باید متنفر بود;

به فکرِ انتقام بود;

نگذشت ... نبخشید !!

همیشه دوستت دارم کار ساز نیست...

گاهی باید فریاد زد;

ناسزا گفت ... قهر کرد!!

گاهی باید همان باشی

که هیچ کس تابِ تحملت را ندارد...

که بتوانی فقط در خلوتِ خود بمانی !!

شاید اینگونه درد کمتری بکشی ....!!!!





:: بازدید از این مطلب : 178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii
خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند
گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکرگاهی وسط خــــــــــیابان!!!ســـــــــــردت میکنند؛ داغـــــــــت میکنند خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوندتمامـــــــــت میکنند...

 



:: بازدید از این مطلب : 194
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii

گلایه ای نیست...!!!

 

اما...ضربه ی آخرراخدایم زد...

آن زمان که برای رفتنت استخاره کردم ...(خوب)آمد



:: بازدید از این مطلب : 178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii
مرکز چهارم انرژی: قلب شما

وقتی انرژی این مرکز را در عشق و یقین ترک کند،

   شما مهربانی و شفقت را منتشر می کنید.

همه چیز خویشاوند شما می شوند.

درد و شادی دیگران را احساس کرده، به دیگران اهمیت

   داده و پذیرای آنها هستید.

اگر ترس و تردید داشته باشید:

روابط شما سطحی است.

مردم را تجزیه و تحلیل، مقایسه و ارزش گذاری می کنید.

  بدون انعطاف هستید و حالت دفاعی نسبت به دیگران دارید.

اگر به افکار غمبار خود به خاطر چیزی که از دست داده اید

   یا ناامیدی به خاطر آنچه که نمی توانید بدست آورید و یا

   به رنجش دیگران ادامه دهید، قادر به تغییر نخواهید بود.

سیستم انرژی شما به شکل سر بسته باقی می ماند

   و باعث درد در ناحیه قلب شما می شود.

شما باید از مرکز چهارم عشق و یقین را به صورت

   انرژی مثبت آزاد کنید.



:: بازدید از این مطلب : 310
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : lilii
گشودگی قلب خود را با فکر کردن به زمانی که احساس

  عشق نسبت به کسی مثلا : والدین،فرزندان، دوستان و ....

  داشتید را تمرین کنید.

وقتی احساس می کنید قلبتان درد می کند، درد سینه تان

   را تجربه کنید. عمیق نفس بکشید و زمان خاصی را که

   احساس عشق و گشودگی کردید، به خاطر آورید و در

   خیال به آن بر گردید.

به فکر کردن ادامه دهید، عمیق نفس بکشید، تا زمانی

   که احساس کنید در حال آرام شدن و وانهادگی هستید

   حتی اندکی.

در اینحالت شانه ها و پشت شما آسوده شده، باز و گشوده

   می شود.

وقتی با قلب خود ببینید، احساس کنید،دریافت کنید

  به سوی اصل مطلب پیش می روید.



:: بازدید از این مطلب : 169
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
x
با سلام آدرس چت روم عوض شده است برای ورود اینجا کلیک کنید

اول چت

با تشکر مدیریت اول چت